ایران تاب پر از مطالب متنوع

  • ۰
  • ۰

ss - Yahoo Groups

https://groups.yahoo.com/neo/groups/Viva-Club/.../85205
شدم که داداشم داره پاهاي دختر خالمو ديد ميزنه خلاصه شب شد دختر خاله هام اومده بدن تو ... که آبم همه ريخت بيرون دوباره گذاشت لاي سينه هام آبش اومد ريخت رو سينه هام همينکه ...

ss - Yahoo Groups

https://groups.yahoo.com/neo/groups/Viva-Club/.../89691
Oct 22, 2013 - شيطنت آب رو با يه كاسه كوچيك كه تو حموم بود آبو ريختم رو شرتش كه شرتش خيس شد و. چسبيد به .... كيرمو تو دستم گرفتم و با انگشتم آب كس خالمو مي زدم روش . ... جلو رفتن يه بار ديگه آبمو تو كسش خالي كردم و همونجوري روش خوابيدم .

zahrasharifi78@yahoo.com - Yahoo Groups

https://ca.groups.yahoo.com/neo/groups/iran_eshgh/.../2597
Aug 25, 2013 - تا بعد از 13 تعطیل بود و چاره ای جز تحمل نداشتم، زن داییم(اسمش هایده بود) تازه ... و یه کم آب سرد ریختم رو کیرم تا بخوابه ،برگشتم ولی تصویر سینه های ... چندتا تلمبه که زدم آبم اومد ریختم رو باسنش نای بلند شدن نداشتم همونجا رو ...

باسلام - Одноклассники

https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951
Aug 21, 2015 - ... و سفيد حشري خالم رو به رو شدماون منو بغل كرد سر من رفت ميون سينه هاي ... بعدش گفت خاله كيرتو بكن توي كسم منم كردم توي كسش ابمو ريختم توي ...
Oct 14, 2012 - ولي بعد يكم كنجكاو شدم و دستم رو بردم بالاتر (زير سينه هاش) يهو دست .... تو موهاش ، يهو آبم اومد و نتونستم خودم رو كنترل كنم چند قطره ريخت داخل كُس ...
ادامه پیدا کرد تا این که مامان فهمید من همیشه دارم سعی می کنم که سینه و کونشو دید بزنم و میرم سروقت لباسای زیرش. .... بعد از چند دقیقه آبم اومد و ریخت رو کس مامان.

ابمو ریختم رو سینه خالم - خبر ایرونی

iruni.ir/search/?q=ابمو+ریختم+رو+سینه+خالم
عکاس خونه/ ارسالي از سگوند مشکيه مال منه سورميه مال خالم "مخاطبان گرامي آخرين خبر؛ براي ارسال تصاوير؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آيکون دوربين در بالاي صفحه را ...

داستان سکسی | sextehran587

https://sextehran587.wordpress.com/2013/06/20/داستان-سکسی/
Jun 20, 2013 - نوک سینه هاش کوچیک بووود اروم میک میزدم ی گاز ریز میگرفتم که هر ... کیرمو میمالیدم به چوچولش میترسیدم تا کیرمو بکنم تو کسش ابم ... بیرون به خودم اجازه ندادم بربزم رو بدنش اب کیرمو ریختم رو دستم رفتم .... سلام رضا25 ساله هستم این داستانی رو که میگم من 22 ساله بودم و دختر خاله ی خوشگلم مریم20 سالش بود.
Oct 5, 2015 - کسش به کیرم میخورد و سینه هاش تو صورتم بود.رفت پایینتر و دوباره اینقدر برام ساک زد تا ارضا شدم.آبمو ریختم تو کونش و دوتایی روی تخت ...

ارش ومادر زن! - کلوب

www.cloob.com/c/computer_engineers/.../ارش_ومادر_زن%2521
Dec 16, 2011 - دو تا پک کوچیک خوردیم و من جای پدرزنم رو هم خالی کردم. ... این کار رو خیلی خوب بلد بودم و زنم ازم خواسته بود که مامانش رو ماساژ بدم. ... اونم یه دفعه دستش رو روی دست من گذاشت و آروم آوردش سمت سینه ام و بعد رفت پایین تا شلوارم. .... لوله هامو بستم" منم از خدا خواسته، محکم بغلش کردمو با فشار تمام آبمو ریختم تو کوسش.

مامان محبوبه و کس نازش - شهوانی

https://shahvani.com/dastan/مامان-محبوبه-و-کس-نازش
Jul 7, 2016 - من دیگه آمار تمام لباس های زیر مامان رو داشتم و بعضی از سوتین هاش خیلی ..... میکنه پنج دقیقه گذشت که آبم اومد و ریختم رو سینه هاش بهش گفتم مامان ...

متن کامل – grounding

grounding.subversivepress.org/states-of-gender/متن-کامل/
من از بالا به سینه م که دیگه صاف نیست و موقع حرکت دردناکه و لرزشهاش رو از زیر چشم ... وقتی از جام پاشدم حس کردم چیزی تو شورتم ریخت، تو دستشویی دیدم لخته خون غلیظی بود که جذب ... مامان با زن دایی و دایی و دختر بزرگش با لباس سیاه رفتن ختم.
دوباره چند بار تلمبه زدم که باره دیدم همه آبمو ریختم توکوس مامانم.یه لحظه سرخ شدم مامانم .... صورتم روی سینه هاش بود و حسابی بهش چسبیده بودم. اونم مدام قربون صدقه ام می ...
جلوتر رفتم به خودم جرئت دادم و دستم رو رو سینه اش گذاشتم و تکون دادم .. آیین ... با حرص رژم رو پا کردم و لباس خواب پوشیدم و پریدم رو تخت و تا تونستم خودمو خالی کردم صدای پای آیین اومد . ..... با لحن بامزه ای گفت : خاله سمانه سها " هم "شو خورده ؟ ... آبشو کشیدن چلو شد پس بگو چرا به من زنگ زدی فکر کردم دلت واسم تنگ شده کاری نداری ؟

@storyy1000 Instagram profile with posts (photos and videos ...

www.instabut.com/profile/storyy1000/4445414885
همین طور که من واسه آنا تلمبه می زدم نادر بعضی وقتا سینه های انا رو هم می مالید ولی انا ... تو کس زنم منم باید بریزم واسه همین وقتی ارضا شدم همه ابمو ریختم تو کس شیلا.
ولي اينقدر کيرمو اينور اونور کرد تا آبم ريخت تو دستش. من نمي دونستم ... خودتو خالي کن. ولي من چون عاشق سينه هاش بودم هميشه يه دستم روي سينه هاش بود و جق مي زدم.

داستان 1 - dastan va axe 3k30

3k30.gegli.com/blog.asp?post=1
Sep 1, 2009 - ... شکل و تیپ بی ریخت و حزب الهیش خیلی تو ذوق میزد انگار خدا درستش ... موضوع مامانم و آقا محمد رو وقتی فهمیدم که میخواستم با دوستام برم بیرون. ... بعد از سه چار دقیقه لب گرفتن و سینه خوردن هر دو لخت شدن. ... منم داشت آبم می اومد!
Jul 16, 2015 - خلاصه وقتی بنا سرکار نیومد رفیق بابام آقا را دومادشون رو معرفی کرد که ... نبود رفتم و با کارت خالم ریختم به کارت علی تا مدیونش نباشم، فکر میکنم سه ... تند تر بین پاهاش بالا و پایین میکردم، سینه هاش هم توی دستم گرفته بودم و ...

سكس خانوادگي - Google Groups

https://groups.google.com/d/msg/3ex_3ex/.../RRDDnwKJl7kJ
Jan 9, 2008 - ساعتي گذشت ومن آبم اومد واون تمامش رو خورد. ازاونروز به بعد ... آبم اومد.از اونروز به بعد بامامانم خيلي سكس داريم.مامانم بود كه ساك زدنو يادم دادچون ... سينه هاش تكون ميخورد وسوراخ كونش كمي گشاد ... با فشارزيادي آبم ريخت رو صورتش.

کون مالی‌ دختر خاله – لینک توپ دات کام

https://linketoop.com/کون-مالی‌-دختر-خاله/
Nov 10, 2015 - تا حالا سکس نداشتم یه دختر خاله دارم که اسمشو میزارم سحر که خیلی تو کفش بودم ... شدم رفتم سمت سینه هاش گفتم قربون این 75ها برم من خنده کرد از روی ... البته یواش یواش میکردم که نتونستم خودمو کنترل کنم ابمو ریختم تو کونش ...
  • ۹۶/۰۶/۲۰
  • محمد نظری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی